دومن درمن

دو زن در من می زی یند

دومن درمن

دو زن در من می زی یند

دومن درمن

مثل ساقه‌ی گیاهی ترد
گره‌ام بزنید به چوبی، چیزی
ترسیده‌ام
مدام باد می‌آید
تسودا کی یوکو
***
http://biaftabtarinzan.blogfa.com/
هیچ گاه به کلی فریب این نوشتن خود به خود را نخوردم، اما خود این بازی مرا خوش می آمد...(ژان پل سارتر)

 پریشانم... نمی دانم به برف نو سلام کنم یابه جان زود آمدنش نق بزنم... حال یکی درمن خوب ست. فردا برای بچه ها سوپ می پزد.. بادمجان و سرکه خریده تا ترشی بیاندازد. می خواهد یک ساعت در دومین روز آذرپیاده روی کند و سرراهش سبزی معطرو فلفل تند بخرد. با خودش قرار گذاشته شادتر باشد و به آن زنی که هر شب در خوابهایش می بیندهم، هیچ فکر نکند. من اولی من، خوب است یا وانمود می کند که خوب ست. من دومی در من ولی پریشان ست. صبح تا حالا همین طوری بوده. آرام و قرار ندارد. برای حواس پرتی م به آسمان نگاه می کند. از پشت شیشه آسمان پیدا نیست. برف می بارد. برف...

من دومی لیوان چایی به دست پشت پنجره ایستاده زیرلب می خواند.

برف نو، برف نو، سلام، سلام!
بنشین، خوش نشسته ای بر بام.

پاکی آوردی - ای امید سپید!-
همه آلوده گی ست این ایام.

راه شومی ست می زند مطرب
تلخ واری ست می چکد در جام
اشک واری ست می کشد لبخند
ننگ واری ست می تراشد نام

شنبه چون جمعه، پار چون پیرار،
نقش هم رنگ می زند رسام.....


اینجا ازدو من، یا دقیق تر بگویم، از دو زن درخودم، می نویسم.

یادم باشد برای هرکدام از من هایی که در من می زی یند.یک اسم خوب بگذارم.

  • محبوبه الف

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">