دومن درمن

دو زن در من می زی یند

دومن درمن

دو زن در من می زی یند

دومن درمن

مثل ساقه‌ی گیاهی ترد
گره‌ام بزنید به چوبی، چیزی
ترسیده‌ام
مدام باد می‌آید
تسودا کی یوکو
***
http://biaftabtarinzan.blogfa.com/
هیچ گاه به کلی فریب این نوشتن خود به خود را نخوردم، اما خود این بازی مرا خوش می آمد...(ژان پل سارتر)

پیوندهای روزانه

هوای بیمارستان خصوصی مسموم است. تخت های تنها با ملافه های سفید آماده،...مرا می ترسانند. دیروز که من نبودم کسی اینجا مرده بوده؟! کسی از اینجا رفته بوده؟! تخت کناری م خالی ست. تخت های خالی آدم را به وحشت می اندازند...وقتی توی بیمارستان باشی و فقط دو زن باشی و درد تا مغز استخوانت بیاید و برود، به تنها چیزی که فکر می کنی،آدم خوابیده بوده قبلی،... روی تخت بغلی ت ست.شاید  زنی سرطانی مو تراشیده مغمومی با پیراهن صورتی و دمپایی های سفید. لاغر و تکیده با دستهای تا آرنج کبود...همین دیروز صبح اینجا خوابیده بوده..

خانم رگ پاره شده. خانم تو دیگررگ نداری...سوزن ها رگ ها را می خشکانند. نترسید.این داروها خطرناک نیستند. اشتهایتان را بهترمی کنند و شما را خواب آلود و بی عار نگه می دارند...نگران جهان نباشید. شما باید استراحت کنید. مرفین ها سرتان را بی خیال  می کنند و درد را با خودشان می برند... ببینید خانم، شما دیگر توان نگرانی بیش از این را برای دنیا ندارید.بله وقتی بی عارمی شوید جهان مهربان تر نمی شود اما شما باید ترفندهای زندگی کردن را یاد بگیرید. ترفند های شاد بودن، بی خیال بودن.. تردستی... تردستی ها را بیاموزید. یکی از بهترین تردستی ها همین تماشای خواب ها هستند... خواب مادرهای نگران جهان سر دیگ های نذری چطور است؟! یا خواب بیکاری خدا و تسبیح انداختن و راه رفتنش توی خیابان! خواب پیدا کردن یک ده هزارتومانی مچاله توی جیب پالتوی پارسال آدم ،در کمد چی؟!... اه چقدر لجوجید. اینجا بیمارستان ست خانم، هتل که نیست. آه و ناله هست. سروصدا هست. سوزن و سوند و دردو دکتر وخون هست...مرگ هم هست.نه برای شما. دوراز جانتان. برای بیمارانی که دیگر طاقت خواب دیدن ندارند.

زن اول درمن می گوید: من فقط بد خواب می شوم. شما نباید مرده ها و زنده ها را با هم توی یک کیسه فریزر بریزید.

زن دوم. پیراهن گشاد صورتی ش را برانداز می کند. بوی تندمواد استریل می دهد. عق می زند. به پرستارمی گوید: آمده قطع عضو کند. نباید او را پیش سرطانی ها یا توموردارها بخوابانید. باید انها را ببرید به اتاقی که معجزه داشته باشد. صدای ترانه بدهد. نوار شاد و کتاب خوب داشته باشد.جایی که افتاب بیاید بریزد روی تختشان و موهایشان را باد شانه بزند و با خودش ببرد...این تلوزیون غمگین ملی را خاموش کنید. آدم را افسرده تر می کند و آدم اینطوری زودتر می میرد.

زن اول می گوید: بیمارستان خصوصی باید بوی چیزهای خوب بدهد. بوی خرازی. بوی گراف.بوی کیک کره یی خانگی...بوی چمن تازه تراشیده شده...بوی جیزهای خوب. بوی زندگی....

***

قطع عضو مثل دندان کندن می ماند. ترس ندارد. فقط آدم توی خودش... برای همیشه... گم و خالی می شود.

****

امروز روز اول دی ماه است من راز فصلها را می دانم و حرف لحظه ها را می فهمم نجات دهنده در گور خفته است.

  • محبوبه الف

نظرات (۱)

نجات دهنده درگور خفته است.
 
پاسخ:
خانه سیاه است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">