دومن درمن

دو زن در من می زی یند

دومن درمن

دو زن در من می زی یند

دومن درمن

مثل ساقه‌ی گیاهی ترد
گره‌ام بزنید به چوبی، چیزی
ترسیده‌ام
مدام باد می‌آید
تسودا کی یوکو
***
http://biaftabtarinzan.blogfa.com/
هیچ گاه به کلی فریب این نوشتن خود به خود را نخوردم، اما خود این بازی مرا خوش می آمد...(ژان پل سارتر)

پیوندهای روزانه
امروز.برای خودم سریال ریختم، و پیاپی نوشیدم....تلخ تلخ تلخ 
داستان از سیاهی معصوم چشمان، نصیر، (ناز) در سیاهی شب، شروع شد...
The Night

https://images-na.ssl-images-amazon.com/images/M/MV5BMTYxMjA5MzY1MF5BMl5BanBnXkFtZTgwNDI4MzczOTE@._V1_UX477_CR0,0,477,268_AL_.jpg

***
می گویم زندگی کردن،بی آن که معنا و مفهومش را بدانم. من سعی کردم زندگی کنم، بی آن که بدانم برای چه سعی می کنم. در نهایت، شاید بی آن که خودم بدانم، زندگی نیز کرده باشم. نمی دانم چرا در مورد این مسائل حرف می زنم. آه، بله،برای تسکین ملال و دلزدگی. زندگی کردن و ایجاد انگیزه برای زندگی. متهم کردن واژه ها هیچ فایده ای ندارد. واژه ها از معانی ای که به ذهن متبادر می کنند، بی ارزش تر نیستند، بعد از شکست و ناکامیِ بزرگ، آرامش، فراغت، دوباره شروع کردم، سعی کردن و زندگی کردن، ایجاد انگیزه برای زندگی کردن، تبدیل شدن به کس دیگر، در وجود خودم، در وجود دیگری. همه ی این ها چه کذایی و ناراست است. حالا فرصت توضیح دادن ندارم. دوباره شروع کردم. اما گام به گام با هدفی دیگر، و دیگر نه به قصد موفقیت، بلکه به قصد شکست و ناکامی. تفاوتی ظریف …
مالون می میرد.

  • محبوبه الف