دومن درمن

دو زن در من می زی یند

دومن درمن

دو زن در من می زی یند

دومن درمن

مثل ساقه‌ی گیاهی ترد
گره‌ام بزنید به چوبی، چیزی
ترسیده‌ام
مدام باد می‌آید
تسودا کی یوکو
***
http://biaftabtarinzan.blogfa.com/
هیچ گاه به کلی فریب این نوشتن خود به خود را نخوردم، اما خود این بازی مرا خوش می آمد...(ژان پل سارتر)

آن آتش نشانی که رفت و سوخت و تمام شد، هرگز لبی را بوسیده بود؟!
این روزهای نیم خیز، این آفتاب بیمار، این سرمای بی هدف. این نقطه خاک خورده و غمگین از جهان،...و کلمات هراسان من،..،که خوب می دانند، اینجا برای پرنده شدن، هوا مساعد نیست...
گفتم بهارکو؟
تابوتی درغروب نشانم داد
برشانه های مردان
درشیون زنان
با لاله یی که سرخ و سراسیمه رسته بود
ازلای درزآن...
منصور اوجی

***
hacksaw Ridge

https://static1.squarespace.com/static/53323bb4e4b0cebc6a28ffa2/t/581a6f57b8a79b7bef058553/1478127453044/
  • محبوبه الف