دومن درمن

دو زن در من می زی یند

دومن درمن

دو زن در من می زی یند

دومن درمن

مثل ساقه‌ی گیاهی ترد
گره‌ام بزنید به چوبی، چیزی
ترسیده‌ام
مدام باد می‌آید
تسودا کی یوکو
***
http://biaftabtarinzan.blogfa.com/
هیچ گاه به کلی فریب این نوشتن خود به خود را نخوردم، اما خود این بازی مرا خوش می آمد...(ژان پل سارتر)

من اول در من، می گوید: من از اتفاقات بد می ترسم. حاضرم هر صبح که از خانه بیرون می روم به خدا پول بدهم تا دیگر اتفاق بدی نیافتد. خدا به من ثابت کرده که گاهی می تواندخیلی مهربان باشد. برای همین هر وقت از خانه بیرون می روم، توی صندوق سبز کوچک، برایش پول می ریزم تا آن روز با همه، مهربان باشد. من زن نیکوکاری هستم و دیگر هیج وقت نمی خواهم به خبرهای بدی که در جهان پیرامونم، اتفاق می افتد گوش بدهم. یا عکس مرده ها را ببینم، یا حتی درمورد آنها فکر کنم. حالا تو هی بگو، با دیدن کولبرها یی که برای یک لقمه نان...به کوه زدند و مردند،یاد،فیلم زمانی برای مستی اسبها افتادی.تو باید همه اینها را فراموش کنی و دختر خوبتری باشی. اگر بخواهی به بهشت بروی نباید با فکرکردن به این موضوعات، غم انگیزو حال بدکن،حال خودت و مرا بدتر از اینی که هست بکنی...می دانم که تو معتقدی تا نگویی یا ننویسی حالت بهتر نمی شود، اما به قول آن شاعر خوب،خودت که خوب می دانی،هوا بس ناجوانمردانه سرد است...
اصلا بیا هردو سعی کنیم، یک آدم شاد و معمولی باشیم و وانمود کنیم به هیچ کجا و هیچ کس هم، فکر نمی کنیم و هیچ خبر بدی  را هم نشنیده ایم و به قول آقای پشت تریبون که گفت: فقردر آمریکا زیادشده است و اکثریت مردم آن کشور، زیر خط فقر زندگی می کنند! بیا تا ما هم، همین خیال های شیرین را بکنیم. بیا چای تازه دم بخوریم و مثل همه زیستن ها،لای قابلمه ها و قوری هاوگلدان ها و دستمال های رنگی آشپزخانه کوچک،قشنگمان گم بشویم...
***
اما چرا دیگر،حال بی قراری هایم بهتر نمی شود؟!
***
ای کاش ای کاش ای کاش داوری داوری داوری در کار درکاردرکار...

  • محبوبه الف

نظرات (۲)

من تا حالا دو فیلم دیدم. اسرافیل و خوب بد جلف. دلم می خواد بدونم که بالاخره آباجان یا رگ خواب شما را سرحال آوردند؟!
شنیدم بازی سیمین بانومعتمدآریا خیلی خوب بوده. به نظرتون آباجان می تونه بهترین فیلم جشنواره امسال بشه؟! : )
بله بله... جشنواره پروپاگاندا : )
پاسخ:
۱ - همه فیلما رو ندیدم. متاسفانه اسرافیل رو هم هنوز ندیدم اما دلم می خواد ببینمش و منم دوست دارم نظر شما رو درموردش بخونم.... ولی به نظر من، فیلم آقای قاسم خانی یک فاجعه بود و چیزی به جز تمسخر یا بهتر بگم، تخریب شخصیت های حقیقی ( به اصطلاح همان، بازیگران حاضر در فیلم ) و یک مشت حرفها و حرکات زشت و سخیف و بی ادبانه بیشتر، نبود. خنداندن مردم واقعا، به چه قیمتی؟؟؟!
۲ ـ بله بانو معتمدآریا مثل همیشه خوش درخشیدند. ولی من مطمئن نیستم این فیلم بهترین جشنواره باشه، شاید بانو بهترین جایزه زن رو ببرند ولی به نظر من ( بین فیلم هایی که تا به حال، دیدم ) فیلم. بدون تاریخ، بدون امضا (وحید جلیلوند) بهترینه***
۳ـبه نظرم تا اینجا، بهترین فیلم جشنواره همین باشد. از ایده‌ی تازه‌اش تا چگونگی اجرایش. در فیلم‌هایی که تا امروز دیدم دو نکته‌ی مهم بیش از هر چیز برایم آزارنده بود. اولی، خالی بودن فیلم‌ها از ایده‌‌ای پخته و کامل و دومی نمایش مفاهیم عمیق انسانی بی‌آنکه اثربخش یا درگیرکننده باشند: با کلیشه‌ای‌ترین شکل بیان و سطحی‌ترینِ گفتارها و بازی‌ها. فیلم "بدون تاریخ بدون امضا" درست خلاف این روند تکراری، در بیان آنچه می‌خواست بگوید سیال و گویا و محکم بود. مخاطب می‌تواند به آدم‌های فیلم نزدیک شود (مسئله‌ای که در اکثر فیلم‌های امسال خالی از معناست)، موقعیت را توی ذهنش بچیند و در خلوت به آن فکر کند. کاراکترهای فیلم جان دارند، اگر به هولناک‌ترینِ لحظه‌ها وارد می‌شویم این فضا را نیز در اختیار داریم که با تمام حواس‌مان رنج یا درد، مسئولیت یا ایثار، تنهایی یا ترس را حس کنیم. فیلم، شاید نمایشِ تلاشی باشد برای درکِ رابطه‌ای میان قدرتِ تصمیم‌گیری و فهمِ وضعیت دیگری، با هر آنچه که بتواند این رابطه و تقابل را در زندگیِ فرد معنا بخشد.
  ۴ـ اما فکر می کنم بیشتر جوایز به ماجرای نیمروز برسه!، ماجرای نیمروز (محمد حسین مهدویان): از فیلم‌هایی بود که پیش از جشنواره برای تماشایش منتظر و کنجکاو بودم. جایگاه فیلم، به سبب موضوع و برش تاریخیِ ویژه‌اش، در بارهای بعد برایم مشخص‌‌تر می‌شود؛ وقت تماشا، بیننده‌ی بی‌طرفی بودم که سعی می‌کردم همدل نبودن یا دوربودنم را از دو سمت، به قابهای پیش رویم وارد نکنم و گمانم فیلمساز این مجال را داده بود. فیلم، بی‌آنکه بخواهم قضاوتی در کیفیت واقعیت تاریخی‌اش داشته باشم (که حتما در بارهای بعد خواهم داشت) برایم درگیرکننده بود. قصه‌گویی فیلمساز را دوست داشتم. اینکه چطور بلد است مخاطب را میان روایت خودش حرکت دهد، اینکه چطور می‌تواند دریافت خودش را پرکشش تعریف کند. دیالوگ‌هایی در فیلم حضور داشت که در نسبت با محدودیت‌ها، این ظرفیت‌ را داشتند که لایه‌هایی ناگفتنی به خط اصلی قصه اضافه کنند، و از طرفی فیلمساز صحنه‌هایی را کنار هم چیده بود که راستش به گمانم اغراق‌شده و حتی بیش از اندازه مرعوب‌کننده بود؛ و شاید بتوانم بگویم فیلم در میانه‌ی این طیف برایم شناور است تا بعد و تماشای دقیق‌ترش.
بدون تاریخ و بدون امضا، می تونه بهترن جشنواره باشه. البته ماجرای نیمروز هم، به دلایلی که لازم به توضیح بیشتر نیست. حتما جوایز زیادی رو با خودش به خونه می بره...
۵ـ پروپاگاندا به تمام معنا : )
کولبرها، گورخوابها... اما چرا دیگر حال بی قراری هایم بهتر نمی شود؟
بعضی کلمات یک تنه بازتاب عمیق استیصال هستند.
شما آخرش نگفتید حالتان بهترشده یا نه ؟
وواقعیتش اینقدرخوب از فیلمها نوشتید که من دیگه جرات نمی کنم چیزی از فیلم اسرافیل بنویسم
پاسخ:
حال خوب ! : )
اما اگر بنویسید خوشحال می شم و ممنونم.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">