دومن درمن

دو زن در من می زی یند

دومن درمن

دو زن در من می زی یند

دومن درمن

مثل ساقه‌ی گیاهی ترد
گره‌ام بزنید به چوبی، چیزی
ترسیده‌ام
مدام باد می‌آید
تسودا کی یوکو
***
http://biaftabtarinzan.blogfa.com/
هیچ گاه به کلی فریب این نوشتن خود به خود را نخوردم، اما خود این بازی مرا خوش می آمد...(ژان پل سارتر)

مرگ را دیده م در پنج سالگی درکمینم بود. شبها درمهتابی می پلکید، پوزه ش را به جام پنجره می چسباند، می دیدمش اما جرات دم زدن نداشتم، یک باراو را در اسکله والترملاقات کردم، سالخورده بانویی بلندبالا ومجنون و سیاه پوش بود.وقتی می گذشتم، زیرلبی گفت:این بچه راتوی جیبم می گذارم...
ازکتاب کلمات، نوشته ژان پل سارتر که دارم می خوانم.
***
اما اگربه انتخاب باشد من دلم می خواهد که مرگ مرد باشد و شبیه مارچلو ماستریانی هم باشد، همان قدرزیباو دوراز دسترس، با همان لبخند طعنه دار تلخی که دریک لحظه، می تواند هم اشک و هم حرص آدم را یکجا دربیاورد.
***
دارد انتخابات می شود.
ازطلاگشتن پشیمان گشته یم. مرحمت فرموده مارا مس کنید...
***
می دانم که دارم وقت تلف می کنم تا روز بگذرد و پیاده روی امروز راهم بپیچانم و ازخانه بیرون نروم. زن اول درمن نشسته روی صندلی آشپزخانه و منتظرست کتری جوش بیاید تا چایی سبزم را بدهد بخورم و برای بیرون نرفتن بهانه نداشته باشم.. زن دوم اما تازه رسیده به صفحه ۱۲۶ کتاب کلمات و دلش نمی آید حالا حالاها کتاب را زمین بگذارد:
هیچ گاه به کلی فریب این نوشتن خود به خود را نخوردم، اما خود این بازی مرا خوش می آمد...(ژان پل سارتر)
***

  • محبوبه الف

نظرات (۱)

بله ژان پل سارتر و کلماتش حتی در سایر آثار.
پاسخ:
خوشحالم از حضورتان : )
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">