دومن درمن

دو زن در من می زی یند

دومن درمن

دو زن در من می زی یند

دومن درمن

مثل ساقه‌ی گیاهی ترد
گره‌ام بزنید به چوبی، چیزی
ترسیده‌ام
مدام باد می‌آید
تسودا کی یوکو
***
http://biaftabtarinzan.blogfa.com/
هیچ گاه به کلی فریب این نوشتن خود به خود را نخوردم، اما خود این بازی مرا خوش می آمد...(ژان پل سارتر)

خانه را باید گرم نگه داشت. هودها و هواکش های آشپزخانه به هیچ دردی نمی خورند. عصرها، دم غروب ها بوی غذا باید ازآشپزخانه هر زنی بیرون بیاید و حواس کوچه را پرت کند. می دانم تو اینها را نمی فهمی. نه نه تو اینها را نمی فهمی. تو داری به من می گویی که باید از شر مستطیل های احمقانه  ذهنی خلاص بشوم اما خودت چسبیدی به دیوارهای خاکستری و خواب گربه ها و آدم های گرسنه  می بینی. خوب باشد، باشد، توتوی اتوبوس ها و تاکسی های خسته دوام می آوری وهنوز هم وانمود می کنی از مردهای لاشی، شبها، و وانت های آبی و سفید نمی ترسی...

زن اول درمن ماگ دم نوش چائی سبز و لیمویش را فوت می کند. هنوز داغ است. خرما را توی دهانش می گذارد و به زن دوم که بالای سرگربه خم شده و با قطره چکان تو چشمهایش دوا می ریزد نگاه می کند و حرفهایش را ادامه می دهد: به نظرت چقدر درمان تراخم چشم گربه های بی خانمان اهمیت دارد؟! ببین اصلا و ابدا قصد توهین ندارم. همین امروز صبح هم خودت شاهد بودی و آن دختر را دیدی، که نشست وسط پیاده رو، موبایلش را روی برگ های زرد جلوی جاروی رفتگرافغانی گرفت و عکس انداخت. اولش گمان کردم می خواهد از زن دست فروش چادری و بچه ش عکس بیاندازد. ولی دیدی که اینطوری نبود. آن عکس به چه دردش می خورد؟! می دانم می دانم الان می گویی حس شاعرانگی، زیبایی پائیز. انیستاگرام، هیجان فالوورها نیاز نسل امروز!...اصلا بگذریم. به نظرم لیف های زن دست فروش اصلاخوب نیست. یکی دو بار که حمام بروی و آب گرم ببیند وا می رود.تو می گویی خودش می بافد ولی من که باور نمی کنم. تو باورمی کنی که خودش ببافد؟! خودش که تمام روز کنار خیابان می نشیند و آن دخترک مثل پیرزن های دم مرگ توی بغلش غمگین و بی حرکت است. اصلا ولش کن. این چایی چرا سرد نمی شود!. سپیده می گوید برای لاغری خوب ست. می بینی هرآدمی می تواند چشمهایش را باز کند و دورو اطرافش را ببیند. لازم نیست این همه کتاب بخواند یا بخواهد کارسختی بکند. گوش کن، او دارد به من می گوید شبیه زنهای چهل سال پیش لباس می پوشم و آدم را یاد مادرها و خواهرها و خاله های مرده شان می اندازم. ببین چه می گوید! من که گفتم پیرو سبک هنجارشکن روی خط ممتد نیستم.

من دوم گربه را می برد دم درو توی کوچه ول می کند، برمی گردد.چایی را هورت می کشد، به من اول می گوید: چشمهای آدمها هم مثل گربه ها تراخم می گیرد.کورمی شوند. نمی بینند. بایدبه تعدادتمام آدمها قطره استریل چشمی تجویزکرد. موافقی؟! 

من اول می گوید: به جای فکر کردن به این همه قطره استریل، بیا با هم برویم پیش رعنا. می دانی که حالش این روزها هیچ خوب نیست. اصلا دروغ بهتر است. برویم پیشش بنشینیم کمی قهوه بخوریم و آخرش یکی از ما فنجانش را برگرداند و آن دیگری بگوید عکس یک نوزاد افتاده توی فنجان. ها...ها! آنوقت رعنا یاد بی زهدانیش نمی افتد. شاید کمی هم بخندد. بعد تو بگو سرطان که چیزی نیست. من هم می گویم،... من هم می گویم. من چه بگویم؟!...

تو بگو این هوا، همه ما را تا چند سال آینده سرطانی می کند. 

خوب است. پس همین را می گویم.

من این بوی خوبی که زیردماغم هست را دوست دارم.

یک چایی دیگه بریزم؟

با کله کج به سوالش جواب می دهم. کمرنگ لطفا و می گذارم امروز که  دو من در من بهترند و شام شب هم آماده ست و کاری نیست. کمی با هم اختلاط کنند.

برای من اول درمن، که موهایش را تل کرده بالای سرش و خانه را تمیز و گرم نگه داشته، و دوستش دارم.

***
این روزها بیشتراز همیشه به من اول دروجودم احتیاج دارم. باید او را زنده نگه دارم... نباید او را یکی در میان از زندگی م حذف کنم. حالا زن اول موفق شده،چند کیلویی وزن کم کند. موهایش را کوتاه کرده، روی هم رفته  خوشکلتر شده است...صبح ها ترانه های شاد قر دار می گذارد و صدایش را بلند می کند، خودش را توی تنش می کشد. بعد می رود توی آشپزخانه تا برای خودش دمنوش چای سبزوسیب درست کند،.. او عادت دارد هر روز، دغدغه های روزانه ش  را روی وایت بردی که به دیوار آشپزخانه زده، یادداشت کند.
 تا هدف نهایی فقط پنج کیلو، باقی ست.
  برای ماه رمضان، به فریزر، سبزی قورمه، نخود فرنگی، گوشت  و مرغ اضافه شود.
برای یک  اسباب کشی موفقیت آمیز، چند کارتون خالی لازم ست؟
تی شرت مارک دار، پسرک با دست شسته شود. وگرنه امشب دوباره دعوا داریم.
زندگی با جوانان و نوجوانان، اعصاب خمیرکن است...خودت را تقویت کن
امروز، زن دوم را قیچی کن، بدزدش و قایمش کن لای لباسها،..
.
.
.
این روزها بیشتر به من اول دروجودم نیاز دارم، با او که هستم، آرام ترم، آسوده ترم، با او همیشه، زندگی در تمام فصول، به طرزشگفت انگیزی جریان دارد....

  • محبوبه الف

نظرات (۳)

به نظرم برای زنده نگه داشتن تمام چیزهای خوب درونمان باید بجنگیم ... همین برای ادامه دادن کافی است.
پاسخ:
درسته  : )
ازدواج کنید. پیامبر گفته از من نیست کسی که ازدواج نکنه. خشم خدا رو هم در پی داره. در ثانی به گناه میفتین
این روزها بیشتر به من اول دروجودم نیاز دارم، با او که هستم، آرام ترم، آسوده ترم، با او همیشه، زندگی در تمام فصول، به طرزشگفت انگیزی جریان دارد....

2zandarman.blog.ir
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">