دومن درمن

دو زن در من می زی یند

دومن درمن

دو زن در من می زی یند

دومن درمن

مثل ساقه‌ی گیاهی ترد
گره‌ام بزنید به چوبی، چیزی
ترسیده‌ام
مدام باد می‌آید
تسودا کی یوکو
***
http://biaftabtarinzan.blogfa.com/
هیچ گاه به کلی فریب این نوشتن خود به خود را نخوردم، اما خود این بازی مرا خوش می آمد...(ژان پل سارتر)

ای عیسی تو یارمنی تا آخر خط آره، تا آخر خط

دستمو می گیری

ومن احساس بزرگی می کنم

می دونم که هستی

ای عیسی تو ضامنم می شی؟

وقتی منو می ندازن تو اون زندون قدیمی

ای عیسی تو شرپلیسا رو ازسرم کم می کنی؟

از: اتحادیه ابلهان

***


من اینجایم و هرروز، به عنوان یک همسر، یک مادر،کارهایی برای انجام دادن دارم و هیچ وقت، هیچ وقت بیکار نیستم.... اما می خواهم اعتراف کنم که دارم خودم را توی تکرار روزهای مکرر می کشانم...  زندگی به سبک خواهرم برایم سخت ست. زندگی به سبک خودم هم دشوار....اما نباید به این نتیجه احمقانه برسم که زندگی به طور کلی سخت ست. بله موافقم. هیچ کس نمی داند زندگی چه مرگش ست و مثلا امروز تا شب قرار است با آدم چه کند و چه خواب هایی برای آدم دیده. اما اگر کمی دقت کنیم می بینیم که، زندگی در ساده ترین شکل، دستت را می گیرد و با خودش می برد تا با او. پرده را کنار بزنی،  رو تختی را مرتب کنی، بروی توی آشپزخانه،  چای بریزی ، برای نهار مرغ ها را از فریزر بیرون بکشی تا یخ شان باز شود..، پای گلدان های پشت پنجره آب بریزی، استکان های صبحانه روی میز جا مانده از، آقای همسر و بچه ها را بشوری و برای خودت کاری بکنی... اینجاست که بی آنکه بفهمی می بینی، توی زندگی حل شدی و تا دقایقی دیگر جزئی ازآنی، به همین سادگی درسادگی زندگی حل می شوی...و دلت می گیرد از سادگی مزخرف زندگی و تکرار ملال آور غمگینش. می بینی وقتی حواست نبوده تو را توی خودش کشیده و با خودش برده.... به نظرم درک ساده ها دشوارتراز پیچیده ها ست و خلاصی ازساده ها غیرممکن.

واگر کتاب ها، فیلم ها،ترانه ها، و جدال روز و شب زن های درونم، بامن، دراین تکرار خوشبخت. دراین تکرار خوب، دراین تکرار رخوتناک نبودند، این همه سادگی رابی شک، دوام نمی آوردم...

***


معتقدم کتاب های خوب، تاثیرخوب خودشان را درزندگی آدم می گذارند... باید در هرموقعیت یا هر شرایطی که هستیم کتاب بخوانیم. من به اعجازکلمات ایمان دارم.

***

یک روز داغ مردادی. چای سبز، خرما، خانه، خلوت،کتاب و من.....

  • محبوبه الف

نظرات (۶)

چرا احساس می کنم، هم عنوان و هم متن، طنز تلخی دارند ؟
پاسخ:
دراتحادیه ابلهان ایگنیشس می کوشد تا با گفته ها و رفتارهایش این همه تضاد و ناهماهنگی فضای پیرامونش را به مسخره بگیرد و در تجاوز قانونی همانطورکه از نامش پیداست، خانواده یی با زوروارد خانه ی مردی می شوند و می گویند که حق انتخاب دارند تا دراین خانه بمانند و به نوعی خواستار برقراری دموکراسی هستند ( همانطورکه می بینید، هردو با طنز خاص خودشان دارند مفاهیمی را درقالب نماد و استعاره در رابطه با خویشتن، اجتماع، سیاست و ...به خواننده منتقل می کنند) البته من هنوزتجاوزقانونی را نخوانده م تا بتوانم نظردرستی درموردش بنویسم اما، خوب که فکر می کنم می بینم زندگی هم، به خودی خود، طنزتلخ دیگری ست...
  • پـــــر ی
  • از تکرار این روزهای مکرر بیزارم:(
    پاسخ:
     منم همین طور،اما خوب که نگاه کنی می بینی، یک خوشکلی هایی هم داره...
    به قول هایده فقید
    زندگی هنوزخوشکلی هاشو داره : )

    من که هنوزنفهمیدم بالاخره زندگی سخته یا دشوار؟ : )
    اما می دونم که مرداد هنوز نیامده و فعلا همون تیره. امروز ۲۶ تیر۱۳۹۶ می باشد. : ) نقطه
    پاسخ:
    : ))) 
    راستی چرا نوشتم یک روز مردادی؟!
    بگذارید به حساب پیری : )
    اصلاح نمی شود، بماند یادگاری : )
  • پـــــر ی
  • نداره والا
    حداقل واسه من یکی نداره :(

    پاسخ:
    عزیزم :(

    زندگی با خود می بردمان، اما من زیادی خودم را نمیسپارم دستش ... چموش می شوم خیلی وقت ها!

    من هم به جمله ی یکی مانده به  آخر مطلب شما ایمان دارم!

     

     

    پاسخ:
    :)))
    چموش
    خیلی خوب ست که شما این گونه اید.
    من ولی خیلی وقت ها به طورکاملا خودآگاهانه وعمدی، خودم را به دستش می سپارم و با جریان لطیفش می روم و دراو غرق می شوم. غیرازاین اگرباشد نمی توانم همه ش را تاب بیاورم. زندگی را می گویم....
    جدال روز شب زنهای درونم اما..... درمن دو زن می زیند. یکی آرام و خوب و خانگی و دیگری چموش و بلند پروازو  رام نشدنی و من درتقلای رضایت این دو، روز و شب....
    همینجوریش خوبه، به زن هایی که می توانند توازنی ایجاد کنند بین دو وجه درونشان احترام می گذارم؛ زن های یک بعدی هیچکس را راضی نمی کنند؛ نه خودشان نه اطرافیانشان را!
    پاسخ:
    : )
    ممنونم
    **
    برای دوستی که خصوصی نوشته که تعجب کرده که من پسردارم : )
    بله من یک پسر و یک دختر جوان دارم و متاهلم : )
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">