دومن درمن

دو زن در من می زی یند

دومن درمن

دو زن در من می زی یند

دومن درمن

مثل ساقه‌ی گیاهی ترد
گره‌ام بزنید به چوبی، چیزی
ترسیده‌ام
مدام باد می‌آید
تسودا کی یوکو
***
http://biaftabtarinzan.blogfa.com/
هیچ گاه به کلی فریب این نوشتن خود به خود را نخوردم، اما خود این بازی مرا خوش می آمد...(ژان پل سارتر)

ما نیازمند قصه گفتنیم. قصه یی که تجربیات مارا شرح دهد. چرا که فرایند خلق قصه فرایند خلق ساختارحافظه نیزهست.حافظه یی که جان قصه را برای باقی زندگی مان درخود نگه می دارد.حرف زدن به یادآوردن است.اما قصه گفتن تکرار یا بازگفتن نیست. بلکه خلق است و آفرینش...

ازکتاب ماتریکس و فلسفه. ویلیام اروین.


پیوندهای روزانه
ٰٰ‌زندگی بشرهمچون یک قطعه موسیقی ساخته شده است. انسان با پیروی ازدرک زیبایی، رویداد اتفاقی( موسیقی بتهوون، مرگ درایستگاه راه آهن) را پس و پیش می کند تا ازآن درونمایه ای برای قطعه موسیقی زندگی ش بیابد. انسان این درونمایه را همانطور که موسیقیدان با زمینه های سونات عمل می کند- تکرارخواهد کرد. تغییرخواهدداد. شرح و بسط خواهد داد و جابه جا خواهد کرد. انسان همیشه ندانسته، حتی در لحظه های عمیق ترین پریشانی ها، زندگی یش را طبق قوانین زیبایی می سازد. ازبارهستی - میلان کوندرا.




وقتی زن اول و زن دوم در من، تصمیم می گیرند کنارهم بنشینند و عکس یادگاری بگیرند.
***
 بارزندگی انسان فاجعه تنهایی او درجهان ست. چگونه بارهستی را به دوش می کشیم؟ آیا سنگینی بارهول انگیز و سبکی آن دلپذیراست؟.... بارهستی ـ میلان کوندرا

***
وقتی موسیقی می شنوم، احساس می کنم جهان هنوز، چیزی برای نو شدن دارد.

Passage To Paradise

  • محبوب آخرتی

نظرات (۱۱)

"بار هستی" را سالها پیش خواندم و به نظرم یکی از بهترین کارهای کوندراست. موسیقی هم که از کوندرا جدانشدنی است و از زندگی هم!

 

فقط کافی است به عبارت "بار هستی" فکر کنیم؛ همان آگاهی ای که به دنبال می آورد، کمرشکن است.

پاسخ:
خیلی خوبه که این کتاب را خواندی دوست خوب.
من این بار اگر اشتباه نکنم فکر می کنم چهارمین بار باشد که بارهستی را می خوانم. کلا آثارکوندرا و چند نویسنده دیگر را دوباره و دوباره می خوانم و هربار به کشف تازه یی می رسم.
سبکی تحمل ناپذیر هستی : )
همه ما تک افتاده ها در غرابت خود فضیلتی را احساس کردیم که تا قبل از آن از خود دریغ می کردیم و نمی دانستیم چه موهبتی است که آدم بتواند با فراغت و آرامش راه خود را برود. آشپزی با چاشنی موسیقی و کتاب بارهستی. زنان درون شما بی اندازه زیبا یند و مکمل. آن‌ها هرچند می‌خواهند از طرف دنیای پیرامونشان پذیرفته شوند و با دیگران ارتباط برقرار کنند، اما نمی‌خواهند از دنیای خاص خود نیز بیرون بیایند. این ویژگی‌هاآن‌ها را متفاوت کرده وشما دریک عکس دوتایی چه خوب معرفی شان کردید. دو زن زیبا و به همان شکل اصیل..
یاد آن نوشته افتادم که درآن سادگی را شرح داده بودی و گفته بودی ساده ها بسیارپیچیده و دشوارند. یک همچنین مضمونی داشت. خوب یادم نیست.
وقتی نوشته هایی از این دست را می خوانم احساس می کنم جهان هنوزچیزی برای نو شدن دارد. یک جمله بسیار ساده و بسیار زیبا.
 و موسیقی و آشپزی. فکرمی کنم این دو ترکیب جالبی باشند.
پاسخ:
سلوک پیچیده زیستن : )
من ازاین جمله های من درآوردی زیاد می نویسم. خوشحالم خوشت آمده. خودم هم خیلی هایشان را دوست دارم. : )
زن های درونم. فکرش را بکن. ازاولین پست این وبلاگ قرار بوده برایشان اسم انتخاب کنم که نکردم. خودشان با هم عکس یادگاری انداخته اند اما هنوز اسمی ندارند. عجیب ست نه؟
آشپزی به همراه شنیدن موسیقی خود معجزه ست. امتحان کنید. پشیمان نمی شوید. مخصوصا اگرموسیقی ها بی کلام باشند.
***
درپاسخ به نظر خصوصی تان: )
درحال اماده سازی مواد اولیه ماکارونی برای نهار بودم. به سفارش پسرکم. : )
سلام
چه تصادفی این روزها در حال خواندن صفحات پایانی یکی از آثار کوندرا هستم و اگر بتوانم درباره اش بنویسم مطلب بعدی وبلاگ درباره این کتاب کوندرا خواهد بود .
اما همچنان در حسرت خواندن بار هستی مانده ام . امیدوارم بزودی موقعیتش جور شود و کتاب را تهیه کنم و بخوانم . 
چه موسیقی زیبایی . متشکرم
پاسخ:
سلام
چه مبارک خبری
بی صبرانه منتظرمطلب تان درمورد کوندرای بزرگ و آثارش می مانم : )
امیدوارم بتوانید این کتاب ناب را تهیه و مطالعه کنید. : )
خواهش می کنم دوست
چه تصویرقشنگ و حزن انکیزی ازتروی مکسون ارائه دادید.
پاسخ:
و آن چشمان  زیبا و غمبارش...
ممنون : )
در راه های گمشده ، لب های بی سرود

ای شعر ناسروده ! کجا گیرمت نشان ؟

پاسخ:
بیدار می نشینم و می کاوم آسمان تا صبح زیر پنجره کور آهنین...
فارس!
پاسخ:
فارس مهر دانشجو
یک لقمه نان
گیم اف ترونزو ندیدم :(
پاسخ:
ببینید

اگه خوب عمیق نگاه کنی میتونی یه ستاره رو اون پایین حتی در وسط یه روز آفتابی ببینی.( ازکودکی ایوان،اندره ی تارکوفسکی)

جسارتا فکر می کنم بالا به اشتباه پائین نوشته شده.

متاسفانه از این دو فیلم هیچ کدومو ن دارم. ولی بگردید زیرنویس فارسی پیدا می شه.

پاسخ:
اگه فیلم را دیده باشید متوجه می شوید که درآن سکانس داشتند به آب توی چاه نگاه می کردند. پائین درسته : )
گشتم نبود. هردو زبان اصلی هستند. یکی کره یی و دیگری ترکی.
  • میله بدون پرچم
  • سلام
    این خیلی عالیه که آدم بنده ی شرایط محیطی نشود و در همه حال یک چشمش به حال و احوال درونی خودش باشد و آنها را فدای برخی نیازها که ازقضا مهم هم هستند نکند.
    یاد ژان کریستف افتادم که چهار جلد ا در چهار روز و شب متوالی خواندم و خواب و بیداری ام یکجورایی در هم حل شده بودند! لذت ناب فارغ شدن از همه چیز... الان دیگه چنین امکان و توانیندارم! غرق شدم رفت...

    پاسخ:
    شما قادرید در راه یک اندیشه بمیرید و من از آدمهایی که در راه اندیشه می میرند خسته شده ام. من به قهرمانی عقیده ندارم میدانم که آسان است. به این نتیجه رسیده ام که کشنده است. آنچه برای من جالب است این است که انسان زندگی کند و از آن چیزی که دوست دارد بمیرد... از طاعون آلبرکامو
    ***
    سلام
    دقیقا همین طور ست که می گوئید. این که انسان دست کم سعی خودش را بکند تا بنده موقعیت ها و شرایط و حتی آدم ها و اهداف شان نشود، به نظرم یک جور پیروزی به حساب می آید. پیروزی درجنگ بین خود با شرایط محیطی پیرامون...
    لذت ناب فارغ شدن از همه چیز... : )
    اما با این همه سعی کنید، هرازگاهی خودتان را به ساحل بکشید، روی ماسه ها بنشینید و نفسی تازه کنید. دوست خوب من : )
    کلی یاد میگیرم وقتی میخونمت. و این جدای این حس مشترک هست که نگاهم به نگاهت نزدیکه...به دنیای غریب زنان درونت!
    وچرا درانیستاگرام این همه کم کارشدید؟
    پاسخ:
    زن ها. زن های ناتمام درون من....
    واقعا نمی دونم  که باید دیگه چه عکسی بذارم یا توی کپشن چی بنویسم! . انیستا رو می گم.
    و ممنونم شما لطف دارید دوست من.
     از وبلاگ مهرداد و نظرت در مورد کوندرا پیدات کردم. کوندرا رو دوست دارم و دوباره خوانی کتاب هایش هر چند یک سال.  از سبک وبت خوشم اومد قلم توانایی دارین. ایشالا میام باقی مطالبتون رو میخونم 
    پاسخ:
    خوش آمدید و خوشحالم : )
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">