دومن درمن

دو زن در من می زی یند

دومن درمن

دو زن در من می زی یند

دومن درمن

مثل ساقه‌ی گیاهی ترد
گره‌ام بزنید به چوبی، چیزی
ترسیده‌ام
مدام باد می‌آید
تسودا کی یوکو
***
http://biaftabtarinzan.blogfa.com/
هیچ گاه به کلی فریب این نوشتن خود به خود را نخوردم، اما خود این بازی مرا خوش می آمد...(ژان پل سارتر)

پیوندهای روزانه
سالی نوروز بی‌چلچله بی‌بنفشه می‌آید،
‌جنبش ِ سرد ِ برگ ِ نارنج بر آب
بی گردش ِ مُرغانه‌ی رنگین بر آینه
سالی
نوروز
بی‌گندم ِ سبز و سفره می‌آید،
بی‌پیغام ِ خموش ِ ماهی از تُنگ ِ بلور
بی‌رقص ِ عفیف ِ شعله در مردنگی.
سالی
نوروز
همراه به درکوبی مردانی
سنگینی‌ بار ِ سال‌هاشان بر دوش:
تا لاله‌ی سوخته به یاد آرد باز
نام ِ ممنوع‌اش را
وتاقچه گناه
دیگربار
با احساس ِ کتاب‌های ممنوع
تقدیس شود.
در معبر ِ قتل ِ عام
شمع‌های خاطره افروخته خواهد شد.
دروازه‌های بسته
به ناگاه
فراز خواهدشد
دستان اشتیاق از دریچه ها دراز خواهد شد
لبان فراموشی به خنده باز خواهدشد
وبهار
درمعبری از غریو
تاشهر
خسته
پیش باز خواهدشد
سالی
آری
بی گاهان
نوروز
چنین آغاز خواهدشد

شاملو


پ ن : امیدوارم  همگی سال خوبی داشته باشید.

 پ ن: دیشب توی خیابان یک پسر زباله جمع کن را صدا زدم. پسرک ده دوازده سالی بیشترنداشت. با کیسه بزرگی بردوش. با رخت هایی پاره. دست و صورتی چرک و چشمانی خسته و پوستی رنگ پریده از گرسنگی. یک مشت آجیل توی دستش گذاشتم. انتظارش را نداشت... برایش عجیب بود. فرصت نشد چیزی بگوئیم .توی شلوغی پیاده رو، در ازدحام دست فروشان و تنه زدن های مردم گم شدیم. درآن لحظه یک حال خرابی داشتم که مگو که مپرس....

.......................

این بهارکه بیاید، حیاط خانه را پرازشمعدانی و پریوش می کنم، حتما یک تخت چوبی بزرگ می خرم، و قالیچه های قدیمی را هم، یادم نمی رود که از انباری بیرون بکشم، این بهارکه بیاید، برای خودم و آقای عزیز، گوشه دنجی می سازم، تا با هم بیشتر  بنشینیم ووقت بگذرانیم و درمورد خودمان و پسرک و دخترک حرف بزنیم. بیشترکنارهم باشیم، بیشتر،باهم چای بخوریم، کتاب بخوانیم، بیشتر زندگی کنیم... این بهارکه بیاید از همیشه قوی ترخواهم بود،و بیشتر کتاب خواهم خواند، به گمانم....

بخشی ازآرزوهای پارسالم بود. حالا با عوض کردن خانه، دیگر نه حیاط داریم نه تخت چوبی بزرگ و قالیچه... اما
 این بهارکه بیاید، برای خودم و آقای عزیز، روی بالکن کوچک مان، گوشه دنجی می سازم، تا با هم بیشتر  بنشینیم ووقت بگذرانیم و درمورد خودمان و پسرک و دخترک حرف بزنیم. بیشترکنارهم باشیم، بیشتر،باهم چای بخوریم، کتاب بخوانیم، بیشتر زندگی کنیم... این بهارکه بیاید از همیشه قوی ترخواهم بود،و بیشتر کتاب خواهم خواند، به گمانم.... 

از آمـدن بـهار و از رفـتن دی

اوراق وجــود مـا هـمی گــردد طی

می خور، مخور اندوه که فرمود حکیم

غم های جهان چو زهر و تریاقش می

خیام

  • محبوبه الف

نظرات (۷)

 با اینکه با عصبانیت نوشته شده بود ولی کاملا جذاب بود. 
چرا اینقدر همدیگر رو اذیت می کنیم که عید نوروز به جای استراحت و ارامش برای ما اینقدر دغدغه افرین شده. ایشالا هم به شما خوش بگذرد هم به پسری و دختری

پاسخ:
مرسی عزیزم لطف داری
آدم باید یکجوری عصبانیتش را خالی کند و چه دیواری کوتاه تراز وبلاگ : )
واقعا چرا ما ایرانی هااینجوری هستیم؟ شما درمورد این موضوع خیلی خوب نوشته بودید. . همان داستان دوگانگی ها و دو لایه ها و . .....
انشاالله شما هم سال خوب و خوشی درپیش داشته باشید. جانم : )
من که ازخواندنش لذت بردم.
کاری به اعترافیه اعتراضیه یا بداخلاق نویسی ندارم. حس داشت. حس خوبی هم داشت.
اگه اشتباه نکنم. اعترافیه هم جزو آن برهوت واقعیت است. نیست؟
این فیلم ها را ازکجا می آورید.؟
پاسخ:
: )
اعترافیه. باورکن همین طوری نوشتم. تا عصبانیتم بخوابد. چون نمی دانستم واقعا باید چکارکنم : )
فیلم ها را آقای همسر دانلود می کنند. : ) به همین سادگی به همین خوشمزگی
و درپرو بودن و مردم آزاربودن بعضی ازمهمانان عید. دست برجگرم نگذارید که خون است.
قربانش بروم ما ایرانی ها زیاد مزاحمت داریم.
مزاحمت در نیمه شب های محرم با صدای تبل و نقاره
مزاحمت در نیمه شب های ماه رمضان با صدای عربده سحرگاهی
مزاحمت درمراسم چهارشنبه سوری. پرتاب بمب و نارجنگ و تیرو ترقه و آتش افروزی و آتش سوزی.
مزاحمت درایام عید. چه ازلحاظ مادی چه ازلحاظ معنوی چه ازلحاظ روحی چه ازلحاظ جیبی
مزاحمت درزندگی خصوصی افراد یا همان فضولیات که پسرک شما گفت.
راستی یک سوالی که دارم و خیلی وقت است می خواهم بپرسم.
چرا به بچه ها می گوئید پسرک یا دخترک؟ مگر پسرشما فوق لیسانس ندارد؟  البته جسارت نباشد
 وخداوند ریشه هرچه مراسم مزاحمت آمیز است را بخشکاند.
پاسخ:
پسرک ودخترک جزو وماجرا نبودند. یعنی روزی که این وبلاگ را ساختم قرار بود ازدو زن دردرون خودم بنویسم. اما به همان دلیلی که درموردش نوشتم. مدتی ست که زن های درونم دوست ندارند ازآنها بنویسم. و بازمدتی ست که اکثرنوشته هایم را نمی خواهم توی وبلاگ منتشرکنم. اما ازانجا یی که وبلاگ هنوزهم کم و بیش به من حس خوب می دهد و دوستش دارم. تصمیم گرفتم از روزمره های خودم بنویسم. خب توی روزمره های من بچه ها و همسرم هم هستند و طبیعتا نقش پررنگی دارند.
برای همین اسم شان را گذاشتم. پسرک. دخترک و آقای عزیز.
 والهی آمین برای دعای خشکاندن ریشه هرنادرستی.
و من فکرمی کنم باید فرهنگ سازی بشود. هنوز باید خیلی چیزها را آموزش ببینیم. باید کمتردروغ بگوئیم یا اصلا نگوئیم حتی. کمتریکدیگررا دروغکی دوست داشته باشیم. کمترتلاش کنیم تا نقش بازی کنیم. کمتر متظاهرباشیم. باید گاهی به برهوت واقعیت خودمان سری بزنیم و نترسیم ازحقایق....
از آمدن بهار و از رفتن دی. اوراق وجود ما همی گردد طی. می خور! مخور اندوه که فرمود حکیم. غمهای جهان چو زهر و تریاقش می
پاسخ:
فوق العاده زیبا بود. ممنونم
برای آن یکی کامنت. این مطلب پاک می شه ولی جاش شعری ازسعدی یا  همین خیام عزیز قرار می گیره. شاید هم  شعری ازحافظ. هنوز تصمیم نگرفتم. : )
و لی کامنتاتون حیف نمی شه : ) نگران نباشید.
عکس را تو انیستا می ذارم. اگه موقعیت ش پیش اومد : )

برای اینکه ریا نشه و  الکی خودمونو اهل کدام یا مشتاق به خرید کتاب نشون ندیم.
وای چقده فرشاتون قشنگه ازکجا بخریم؟
پاسخ:
فرش عظیم زاده تبریز
ازشهر فرش بخرید. قیمت هاشون مناسب تراز بیرونه.
: )

به نظرم نباید زیاد به چیزهایی که با گذشت هر سال از بین می روند، اندیشید ... اگر قرار بود همه چیز دست یافتنی باشد که دنیای بشری شکل دیگری می گرفت.

با این حال، بهار تا اندازه ای هم به خاطر همین تصمیم هایی که همه مان میگیریم و بیشترشان هم عملی نمی شوند، قشنگ است!

پاسخ:
بله موافقم. به دنیای بی اعتبار نباید دل بست اما اگر همین دل بستگی های ساده و قول و قرارها و امیدها هم نباشد. که دیگرهیچ و پوچ وواویلا می شود همه چیزوهمه چیزوهمه چیز...
وای راستی یادم رفت ... سال نو را به شما و تمام دوستان این صفحه تبریک میگویم و برایتان تمام آن اوقات خوش دوست داشتنی را که برشمردید، آرزو می کنم.
پاسخ:
ممنون عزیزم
منم همینطور به شما سال تازه رو تبریک می گم.با بهترین آرزوها...
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">