دومن درمن

دو زن در من می زی یند

دومن درمن

دو زن در من می زی یند

دومن درمن

مثل ساقه‌ی گیاهی ترد
گره‌ام بزنید به چوبی، چیزی
ترسیده‌ام
مدام باد می‌آید
تسودا کی یوکو
***
http://biaftabtarinzan.blogfa.com/
هیچ گاه به کلی فریب این نوشتن خود به خود را نخوردم، اما خود این بازی مرا خوش می آمد...(ژان پل سارتر)

پیوندهای روزانه
من  داستانهایم را از اول نمی نویسم. دلم می خواهد پراکنده بنویسم و بعد مثل رو اندازهای چهل تکه طرح و نقش  دار قدیمی، از هرجا که خواستم بهم وصلشان کنم. نمی دانم چه مرضی است که دوست ندارم کارم الگو یا نقشه معلوم و ازپیش مشخصی  داشته باشد. دوست دارم نوشتن را جوری شروع کنم که دیگر نتوانم رهایش کنم وگرنه اصلا به دلم نمی نشیند. درادامه بازنویسی و پردازش نرگس اسمش را عوض کردم و گذاشتم گلابتون. گلابتونی بافته شده از رنج و لذت ست. البته خودم توی داستان گلاب صدایش می زنم.

...


آهای آیندگان، شما که از دل توفانی بیرون می جهید
که ما را بلعیده است.
وقتی از ضعفهای ما حرف می زنید
یادتان باشد
از زمانه سخت ما هم چیزی بگویید

برشت

........

ازنخوانده ها.

اولین کتاب خوانی امسالم . ظلمت درنیمروز است. ازآرتورکستلر.

وجدان مثل غبغب برای انقلاب خوب نیست. وجدان مغزرا مثل خوره می خورد تا اینکه تمام ماده خاکستری مغزرا ببلعد.مرگ خیلی وقت پیش کیفیت متافیزیکی ش را ازدست داده بود. مفهوم مرگ وسوسه گری جسمی داشت یعنی خواب.و زمان مثل آب حوض گندیده متوقت شده بود. بخش هایی از کتاب ظلمت درنیمروز که دارم می خوانم.

....................

دیشب نمی دانم تا کی بیدار بودم. چراغ مطالعه را کجکی گذاشته بودم سمت خودم تا نورش همسرم را بیدار نکند. کتاب می خواندم و فکرمی کردم. بعد نفهمیدم کی خوابم برد. فکرمی کنم نزدیکی های صبح بود. بیدارکه شدم همه رفته بودند. آهسته و آرام رفته بودند تا بیدارم نکنند. دخترک غذایش را توی یخچال جا گذاشته بود و نبرده بود. آقای عزیز پیراهنی که برایش اتو زده بودم و روی صندلی گذاشته بودم تا بپوشد را نپوشیده بود و همان دیروزی را برده بود. پسرک وقتی رفته بود تلوزیون را روشن گذاشته بود و ایران اینترنشال داشت بلند بلند خبرمی خواند...

غمگین شدم.اگه مامان اینجا بود می گفت. شب مال خواب است نه کتاب خواندن. روز هم مال کار است نه کتاب خواندن. اصلا کتاب خواندن چه فایده دارد! سرآخرمغز آدم را خراب می کند.

 دروغ بهترازحقیقت به تاریخ کمک کرده است.ولی تاریخ هم معمولا هنگامی رای صادرمی کند که مدتها پیش یک طرف به خاکسترتبدیل شده است. باز هم ازکتاب ظلمت درنیم روز.

عنوان : ازظلمت درنیم روز

  • محبوبه الف