دومن درمن

دو زن در من می زی یند

دومن درمن

دو زن در من می زی یند

دومن درمن

مثل ساقه‌ی گیاهی ترد
گره‌ام بزنید به چوبی، چیزی
ترسیده‌ام
مدام باد می‌آید
تسودا کی یوکو
***
http://biaftabtarinzan.blogfa.com/
هیچ گاه به کلی فریب این نوشتن خود به خود را نخوردم، اما خود این بازی مرا خوش می آمد...(ژان پل سارتر)

همش استرس دارم. یه دلشوره عجیب و غریب. انگارقراره یه اتفاقی بیافته ولی نمی افته مثل زلزله..یه کاری کنید آقای دکتر.

آینده رو تصاویرذهنی انسان می سازند بایدمثبت فکرکنی تا مثبت پیش بیاد. مدام به خودت بگو خوشبختم. باید به خودت تلقین کنی که خوشبختی. اونوقته که احساس آرامش می کنی.

صدام رو چکارکنم؟ صدای درونم رو؟

برات قرص قوی ترمی نویسم.

نوید تلاش می کند تا درمواجهه با شرایط نامساعد جامعه وبی عدالتی ها و بی اخلاقی های محیط پیرامونش آرامشش را حفظ کند و عصبانی نشود. او درجستجوی یک زندگی آرام و ساده و پاک است. جایی که درکنار نامزدش ستاره به آرامش برسد. ازاین جهت سعی می کند تا با خوردن قرص های آرام بخش و تلقین حس مثبت اندیشی و مثبت نگری به خودش، عصبانیتش را کنترل کند. اما متاسفانه شرایط او را مدام درمعرض خشونت قرار می دهد. او برای بهترشدن وضعیت مالی و معیشتی و اجاره کردن سرپناهی کوچک برای شروع زندگی، درجستجوی کار است. بسیارهم تلاش می کند اما هرچه دراین راه بیشترمی کوشد، ناامیدتر، سرخورده ترو مایوس ترو درنهایت عصبانی ترمی شود.شاید هرکس دیگری هم بود، می توانست دوربینی به دست بگیرد، و تک تک ویرانی ها و جراحت های فضای جامعه را ثبت کند. اما درمیشیان دراین میانه با پروردن یک عشق، و پرداختن به همه آن نیازها، عواطف، غرایز و امیال و دغدغه های یک جوان بیست و هفت ساله، تحصیل کرده اما محروم از ادامه تحصیل...، به اصیل ترین شکل ممکن، تمثالی واقعی ترازجراحت ها را به تماشا می گذارد. عصبانی نیستم فیلم تلخی بود، بسیاربسیارتلخ. و من هنوز دارم به پلان آخر فیلم فکرمی کنم. آنجایی که مردم برای تماشای مراسم اعدام نوید، جمع شده بودند، آنجا که پلاک بن بست به دیوار آن سوی حلقه دارخورده بود. بن بستی که نوید درمسیر کوتاه زندگیش سرانجام به آن رسیده بود.به نظرم بسیار هوشمندانه و البته غم انگیزآمد. و هرکدام ازآن مردمی که برای تماشا آمده بودند، درپاسخ به سوال خبرنگار نظری داشتند.و چقدر نظرات و قضاوت ها درمورد جوانی که سرانجام طاقت نیاورده بود و درواکنش به تمام آن فشارها،مرتکب قتل شده بود،مختلف و متفاوت بود.



بازی نوید محمد زاده دراینجا بسیار زیبا بود. روایت فیلم اگرچه پرکشش بود وتک تک اتفاقات درهم تنیده و به هم مربوط بودند و البته تا حدود زیادی هم واقعیت پذیر. اما می توانست کمی ازحجم آن همه وقایع نا خوشایند و پشت هم کم کند و اندکی آرام ترقصه را پیش ببرد و انتقادش را نسبت به آن شرایط ناخوب، با عصبانیت کم تری مطرح کند.

  • محبوبه الف